من مجردم.
اما این تقصیر خودم نیست.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:46 توسط دختر57 |
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کار سختی نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 13:33 توسط دختر57 |
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 8:50 توسط دختر57 |
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قر آن خوانده ام... یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است من سرم بر شانه ات ؟..... یا تو سرت بر شانه ام؟..... فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است ....؟ پی نوشت : چای حاضر عزیزم. پس تو کجایی؟
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 8:41 توسط دختر57 |
ای هیـــــــچ
برای هیچ
بر هیچ
مپیچ
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 13:49 توسط دختر57 |
سلام
سال 90 هم تموم شد. منتظر اتفاقهای خیلی خوبی تو سال 91 هستم.
از فردا عازم سفرم. سال خوبی داشته باشید. امیدوارم به همه خواسته هاتون برسید.
سلامت و شاد باشید.
تا سال بعد...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 9:42 توسط دختر57 |
قرار بود به دلها کمی قرار بیاید
قرار بود که اسباب پای کار بیاید
قرار بود نرنجد دلی ز گفتن حرفی
قرار بود سـر عـقـل، روزگار بیاید
قرار بود که دیگر قفس نداشته باشیم
. . . و گل به بدرقه ی سیم خاردار بیاید
قرار بود اگـر صـبـر داشـته باشـیم،
برای تمـشیت کار ، یک ســوار بیاید
قرار بود که بعد از هزار و سیصد و اندی
درخت صلح و عدالت کمی به بار بیاید
قرار بود سری بی گنـه به دار نبـاشـد
قرار بود فـقـط تـا بـه پـای دار بیـــاید
قرار بود خـدا بـاشـد و محبت مردم
قرار بود وطن هم در این شمار بیاید
برای آنکه بدانیم رنگ سبز چه زیباست،
قرار بود که بـعـد از خـزان بـهـار بیاید
قرار بود که عاشق شدن گناه نباشد
قرار بود که احساس هم به کار بیاید
قرار بود که ( کیوان )ما به مدرسه ی عشق
به پـای خـویـش، و از روی اختیار بیاید
چه زود قول و قرار گذشته رفت ز یادت
قــــرار بـود دلت با دلم کنـار بیـــــاید سروده : استاد مرتضی کیوان هاشمی پی نوشت : کلیپ قرار همای
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 10:13 توسط دختر57 |
دلم همه مزه های زندگی رو میخواد
شیرین
تلخ
شور
ترش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 15:28 توسط دختر57 |
چون :
هنوز از آمپول میترسم
هنوز نمیتونم شربت بخورم
هنوز به سختی قرصامو قورت میدم
و هنوز از تنهایی وحشت دارم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 15:12 توسط دختر57 |
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 12:12 توسط دختر57 |